اين دست نوشته را بعد از خواندن اشعار زيبا و رساي استاد شهريار نوشتم و با عرض پوزش از محضر هنرشناسان و روح بلند خود استاد بخاطر ارادت خاصي كه به ايشان پيدا كردم اين دست نوشته و خيلي از دست نوشتهايي كه بعد از اين مينويسم را مزين به نام استاد گرانقدر ميكنم و به محضر استاد پيش كش ميكنم.
اثر
شهريار آمد ملك شهني داد به من باز از پرده غيبش سخني داد به من
گفت از هرچه بگويم سخني بهتر نيست سخن عشق در اين جا هدفي داد به من
كز در اين ملك سراسر همه راز ازلي درس از مكتب عشق حسني داد به من
يا علي گفت و برفت از سر من هوش ولي يا علي گفتم و انگار دري داد به من
گفتم آخر خدايا چه حاليست مرا گفت استاد چنين،شور و شري داد به من
دان كه از عشق زميني به خدايي نرسي مگر آنجا كه خدا عشق علي داد به من
بعد از آن گو كه عمريست دريغا خوابم كه از آن سّر نهان سرنخي داد به من
اي مه باغ اثر شعر ز جانت خيزد بعد از اين گفت و شنود چين اثري داد به من
۲۵/۱/۸۷