با عرض تبریک سال نو و آرزوی سالی سرشار از امید و نشاط و شادی بر همه دوستان امیدوارم که تعطیلات رو به خوبی پشت سر گذاشته باشید، ما که با رهام کوچولو یه تعطیلات با تغییرات کلی داشتیم .
دست نوشته ای که میخوام امروز براتون بنویسم داستانش اینه که یه روز با یکی از دوستان نشسته بودم و حرف از آرزوهام میزدم كه اگه اينطوري ميشد چقدر خوب بود يا اگه اونطوري ميشد چقدر خوب بود كه ايشون گفتند اگه همه چي به وفق مراد آدما باشه كه ديگه سنگ رو سنگ بند نميشه یک دفعه این موضوع به ذهنم اومد که میتونم در رابطه با وفق مراد یه چیزی بنویسم یا نه؟ و بهش قول دادم يه دست نوشته در اين رابطه بنويسم كه ايني شد كه ميخواهيد بخونيد اميدوارم اون دوستم عزيزم كه اين دست نوشته رو ميخونه خوشش بياد.
این بود که شروع کردم از بعدازظهر اون روز به فکر کردن در این رابطه که نتیجه دست نوشته زیر شد که شما میخونید البته در اين دست نوشته نام استاد سخن خواجه حافظ شيرازي رو آوردم كه بخاطر ارادت خاصي كه به ايشان دارم در چند دست نوشته ديگر هم نام ايشان رو آوردم كه اميدوارم راضي باشن وامیدوارم که در این سال جدید همتون و به مراد دلتون دست پیدا کنید و اما دست نوشته :
وفق مراد
آرزوی دل ما چیست در این دور زمان
بجز از دیدن روی مه تو سرو روان
تو بگفـتی نشـود وفــق مـراد دل مـن
عاقبت گر بشـود،سنگ بلغـزد نگران
ساغرمي به دست وهمه شب بود دعام
كه مراد دل من گر بشود،از دل و جان
بدهم سر به رهش تا كه شوم عاشق آن
آن همان ياركه بوده است برايم دل وجان
آري اكنون برآنــم كه روم خـانه دوست
كه در آنجا بشوم مست ز بويش به نهان
مـن در ايـنــجـا بـگــويـم ز آخـرسخنم
ســخـنـي از تـه دل جــان نـدارد بــدنــم
آرزوي دل مـن ايـن بــود اي حــافــظ
كـه بـبـيـنـم نـظـري روي مه سرو روان
"سنگ بلغـزد نگران = كنايه از سنگ روي سنگ بند نشدن"
"ز بويش به نهان = از بوي او با تمام وجود"