ذهن من داستان نبودنهاست ،داستان نرسيدنهاست ، داستان نديدنهاست. ذهن من رو تقديم ميكنم به تمام كساني كه نشاني از رسيدن در دلهاشان هست.
ذهن من
چشمان منتظر به در ، افكار پر تلاطمم
آري نشان ز ياد تو ، آرد همي به خاطرم
***
ناگه زنم دمي ز شوق ، يادت نوازشم كند
آري ديار يار را ، آرد همي به خاطرم
***
با ياد تو اي مه نگار ، شب را به روز ميكنم
آري نسيم نوبهار ، دامن زند به خاطرم
***
گل در پرده منتظر شود ، چون تو دخول ميكني
آري ز بوي تو دلم ، آرد تو را به خاطرم
***
آخر چرا نبودنت حائل شده است به بودنت
آري بيا كه بودنت ، آرد خوشي به خاطرم
***
اين ديدگان من شده است ، خون آبه از نبودنت
آري نبودنت زند ، ديوانگي به خاطرم
***
عشقي چنين به خاطرت ، در دل شود ترانه اي
عاشق شدن به خاطرت ، آرد وفا به خاطرم
***
خاطر همي نباشد اين ، ديدن فقط به يك نگاه
آري چنين بخواهمت ، دائم شوي به خاطرم