تبليغاتX
به وبلاگ دست نویس خوش آمدید
شکستن
با سلام خدمت دوستان

تا حالا عصباني شديد اينقدر كه ديگه به هيچكس رحم نداشته باشيد و با تمام وجود از همه چيز متنفر بشيد، تا حالا شده اينطوري كه شديد روي كاغذ احساساتتون رو بنويسيد .فكر كنم همه موفق اين موضوع باشن كه آدم هر چيزي بدي كه بلد رو كاغذ مينويسه.

اين موضوع عنوان كردم كه بگم اين دست نوشته يك نوع از اين نوشته ها هست ، در يك روز عصباني از يكي از دوستان و زمونه بي وفا خواستم چيزي بنويسم كه هم معني داشته باشه و هم عقده دلم رو خالي كرده باشم. اين بود كه دست نوشته زير پديدار شد.

و اما اين دست نوشته :

شكستن

عاشــــق ايـنـم كه آن را بشــكنم          ســرخوشـان و جام مستان بشكنم

تــا كه هســتم مـن بـدنيــاي فنـا           هــر دل عاشـق كُشــان را بشكنم ‌

من در اين پژمرده حالي اي دريغ         هــر كـه گيرد دست من آن بشكنم

خرده مگــذار رو برو در راه دور        چــون بـبينـم، ديـدگان را بشــكنم

ســبز مسـت اسـت رفيـق بلبــلان         در رفـاقـت هـرچـه باشـد بشـكنم

حرف بسيار است ولي در فكر من         ديــور حـــاشـــا بلـنــدان بشـكنم

ســخت از آهـن نمـودم قلـب خـود          تا به قلب هر كه خورد آن بشكنم

گر كه جائي مانده است در قلب تو         كو  كجاست، تا من آن را بشكنم

ديگر اينجا جاي من نيست اي عزيز      بعــد رفتـن هر پلـــي را بشــكنم

۸/۸/۸۵

 

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:27 توسط محمدرضا مددي |